مهمترین نیاز یک مدیر، داشتن اطلاعات دقیق برای اتخاذ تصمیم درست است. سازمان هایی که از مدیریت قدیمی بدون توجه به هوش سازمانی استفاده می کنند در تصمیم گیری ها معمولاً با مشکلات مختلفی روبرو هستند از جمله؛ داشتن داده های حجیم، پیچیدگی تحصیل آنها و عدم توانایی پیگیری فرآیندها و نتایج تصمیمات گرفته شده و از این رو تصمیمات اشتباه در این سازمان‬ها نتایج خود را به طور روشن نشان نمی دهد و یا دیرهنگام نشان می دهد.

 

 

 

این سازمان‬ها نگاهی جامع از وضعیت جاری و آینده خود ندارند؛ به همین جهت، هوش سازمانی عاملی مهم و تأثیرگذار در تصمیمات راهبردی و استراتژیک سازمانی است و مدیران با توجه به ابزارهای آن بهتر می توانند وضعیت سازمان را مشاهده کرده و برای آینده سازمان سیاست گذاری کنند (خسروی،1389: 6).

 

 

 


ارائه یک مدل به جهت تعریف و ارزیابی جایگاه هوش سازمانی در یک سازمان، بسیار ارزشمند است. امّا ابهاماتی برای اجراکننده آن وجود دارد که باعث بوجود آمدن سؤال‬هایی می شود از جمله: چگونه می توان سطح هوش جمعی را در کار افزایش داد؟ چگونه ممکن است سطح آنتروپی  را کاهش و سینتروپی  را افزایش داد؟ استراتژی ها و اقدامات خاص برای باهوش شدن جمعی چیست؟ 

 

 

 

 

 

 

 

چهار عامل کلیدی به عنوان توانمندساز هوش سازمانی معرفی شده اند که سبب هدایت حرکت پایدار سازمان به سمت سطوح بالاتر هوشمندی جمعی می شود:
1-    رهبران متفکر  (تحول آفرین): در هر سازمان افرادی وجود دارند که فراتر از نقش و قوانین تعریف شده توسط ساختار سازمان فکر می کنند. مدیران دوراندیش این افراد را شناسایی کرده و مسئولیت‬های مدیریتی و یا مسئولیت های دیگری همچون؛ متخصصان حرفه ای یا مشاوران را به آنان واگذار می کنند. 

 


2-    تیم های اثربخش : این تیم ها در بوجود آمدن تغییر، پیشرفت سازمانی و بهبود هوش سازمانی بسیار مؤثرند، امّا از طرف دیگر بسیار شکننده نیز می باشند. این تیم ها معمولاً خود به خود شکل می گیرند و به همان سرعت هم از بین می روند.

 


3-    ساختار ادهوکراسی : هنگامی که سازمان با مشکلی سخت روبرو می شود گروه ضربت تشکیل می‬گردد؛ بکارگیری این تیم ها در سازمان موجب ارتقاء هوش سازمانی می شود. 

 


4-    سکوی دانش : امروزه در هر سازمانی در اندازه های کوچک و بزرگ به متخصصانی نیازمند است که بتوانند ساختار سازمانی را بر اساس فناوری اطلاعات  با هدف ایجاد و توسعه دانش طراحی کنند (آلبرخت،2003: 13-16).

 

 

 

 

 


فهرست مطالب
تعریف مفهومی و نظری هوش سازمانی
تعریف عملیاتی هوش سازمانی
2-2-1) هوش    8
2-2-1-1)تعریف هوش    8
2-2-1-2) انواع هوش در سازمان‬ها    9
2-2-3) تعریف هوش سازمانی    15
2-2-3-1) ابعاد هوش سازمانی    17
2-2-3-2) عناصر هوش سازمانی    21
2-2-3-3) توانمندسازهای کلیدی هوش سازمانی    22
2-2-3-4) اهمیت و ضرورت استفاده از هوش سازمانی    24
2-2) بخش دوم: سوابق تحقیق    26
2-2-1) تحقیقات داخلی    26
2-2-1-2) تحقیقات داخلی پیرامون هوش سازمانی    33
2-2-1-3) تحقیقات داخلی پیرامون رابطه رفتار شهروندی سازمانی با اخلاقکار و هوش سازمانی    37
2-2-2) تحقیقات خارجی    39
2-2-2-2) تحقیقات خارجی پیرامون هوش سازمانی    39
2-2-2-3) تحقیقات خارجی پیرامون رابطه رفتار شهروندی سازمانی با اخلاقکار و هوش سازمانی    43
جدول 2-2) خلاصه تحقیقات داخلی    47
جدول 2-3) خلاصه تحقیقات خارجی    51

منابع و مآخذ    
الف) منابع فارسي
ب) منابع غیرفارسی