تعریف مفهومی هوش فرهنگی : قابلیت یادگیری الگوهای جدید درتعاملات فرهنگی وارائه پاسخ های رفتاری صحیح به این الگوها ( ایرلی وآنگ ،2003).   نظريه هاي جديد درباره هوش انساني به انواع مختلفي از هوش اشاره كرده اند كه هر چند برخي انواع آن داراي همبستگي ضعيف يا متوسطي با يكديگرند اما برخي انواع را نيز بايد غير همبسته يا مستقل از يكديگر دانست . در اين ميان مي توان به انواعي از هوش شامل هوش اجتماعي  ، هوش فرهنگي ، هوش عاطفي يا هيجاني  ، هوش بدني ، هوش موسيقيايي و هوش زباني اشاره كرد . 

 

 


  هوش از جمله مفاهيمي است كه در حوزه روانشناسي تعاريف متعددي از آن ارائه شده است . با وجود تعاريفي كه از هوش ارائه شده است و يا ويژگي هاي متعددي كه براي افراد با هوش مورد شناسايي قرار گرفته است اما مي توان جهت گيري هاي واحدي را در آن ها يافت . علاوه بر اين پيوندهايي بين تعاريف مختلف از هوش و فضاي مفهومي هوش فرهنگي و ابعاد آن وجود دارد كه تلاش مي شود تا به اختصار اين پيوند ها  ذكر شوند .

 

 

 

 

 

 

نمونه پیشینه پژوهش در مورد هوش فرهنگی

  احمدي و ماهر ( 1385 ،ص 118 ) مجموعه اي از تعاريف طرح شده بويژه توسط دانشمندان مختلف از نيمه اول قرن بيستم را گردآوري كرده اند كه برخي از آنها پيوند بيشتري با مفهوم هوش فرهنگي و يا يكي از ابعاد آن داشته و ارتباط برخي نيز كمتر است . اين تعاريف به شرح زير هستند : 
1 ) هوش عبارت است از ظرفيت و توانايي و يادگيري ؛2) هوش عبارت است از دانش پذيري و ظرفيت كسب آن ؛3) هوش عبارت است از سازگاري فرد با محيط ؛ 4) هوش توانايي تفكر بر حسب ايده هاي انتزاعي است ؛5) هوش توانايي درك اشخاص و ايجاد رابطه  با آنها ( هوش اجتماعي ) ، توانايي درك اشيا و كار كردن با آن ها ( هوش عملي ) و توانايي درك نشانه هاي كلامي ، رياضي و كار با آنهاست؛ 6) هوش عبارت است از توانايي فرد براي اين كه  به طور هدفمند عمل كند، و به طور منطقي بينديشد و به طور موثر با محيط مبادله نمايد . در تعريف پياژه  از هوش مي توان ماهيت هوش فرهنگي را تا حد زيادي رديابي كرد . وي هوش را عبارت از حالت تعادلي مي داند كه كليه استعدادهاي سازشي از نوع حسي و حركتي و نيروهاي شناختي و اكتسابي و همچنين كليه تبادلات جذبي و انطباقي كه بين جسم و محيط صورت مي گيرد بدان گرايش پيدا مي كنند ( پياژه ، 1357 ، ص 37 ) . تاكيد بر عناصري نظير حالت تعادلي ، نيروهاي شناختي و تبادلات جذبي و انطباقي در تعريف هوش با فضاي مفهومي هوش فرهنگي در ارتباط است . 

 

 

 

 

 

 


فهرست مطالب

تعریف مفهومی هوش فرهنگی    1

تعریف عملیاتی هوش فرهنگی    1

هوش    2
تعایف مختلف هوش    3
ازنظر پیاژه عمل کامل واساسی هوش مستلزم سه مرحله اصلی است که عبارتنداز:    3
خصوصیات یک شخص باهوش اشترنبرگ    6
هوش و هوش فرهنگي    8
از نظر پياژه عمل كامل و اساسي هوش مستلزم سه مرحله اصلي است كه عبارتند از :    9
تقویت هوش فرهنگی    13
ارئه مدل هاي مختلفي براي تقويت هوش فرهنگي از طريق آموزش    13
1ـ الگوي مراحل شش گانه ارلي و ماساكوفسيكي    13
مراحل شش گانه تقويت هوش فرهنگي از ديدگاه ارلي و ماساكوفسكي (2004، ص 147 ـ 146) به شرح ذيل است :    14
الگوي قواعد مشاركت توماس واینكسون    15
الگوي حلقه هاي سه گانه باووك و همكاران    17
شکل2-2 :الگوی آموزش فرهنگی حلقه های سه گانه ( باووک وهمکاران ، 2008 ؛ ص 8).    18
جدول2- 1: تعاریف اندیشمندان از هوش فرهنگی    22
هوش فرهنگی فراشناختی    23
هوش فرهنگی شناختی    24
هوش فرهنگی انگیزشی    24
هوش فرهنگی رفتاری    25
ب) پیشینه ی تحقیق    26
تحقیقات داخلی    26
تحقیقات خارجی    32
فهرست منابع و مآخذ    37